اجتماعی

رسانه و معماری روانی جنگ

از بازنمایی واقعیت تا مدیریت ادراک جمعی

مهدی شهری
جنگ، پیش از آنکه در میدان نبرد جریان یابد، در ذهن و روان جوامع آغاز می‌شود و پیش از آنکه با آتش‌بس پایان پذیرد، آثار خود را در لایه‌های عمیق روان جمعی برجای می‌گذارد. در این میان، رسانه‌ها به‌عنوان اصلی‌ترین سازندگان ادراک عمومی، نقشی بنیادین در شکل‌دهی به «فضای روانی جنگ» ایفا می‌کنند. فضای روانی جنگ، مجموعه‌ای از احساسات، باورها، ترس‌ها، امیدها و تفسیرهایی است که جامعه نسبت به جنگ پیدا می‌کند؛ فضایی که می‌تواند به انسجام و تاب‌آوری اجتماعی منجر شود یا برعکس، به اضطراب، فرسایش روانی و فروپاشی اعتماد عمومی دامن بزند. رسانه در شرایط جنگی، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه کنشگری فعال در میدان نبرد شناختی و روانی است. انتخاب سوژه‌ها، چینش اخبار، ادبیات روایت، تکرار پیام‌ها و حتی سکوت‌های معنادار رسانه، همگی در ساختن تصویر ذهنی جامعه از جنگ نقش دارند. این تصویر ذهنی، تعیین می‌کند که جنگ چگونه فهمیده شود: به‌مثابه تهدیدی مهارنشدنی، بحرانی قابل مدیریت، یا رویدادی معنا‌دار در چارچوب هویت و سرنوشت جمعی. یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه در فضای روانی جنگ، تنظیم سطح اضطراب اجتماعی است. پوشش هیجان‌زده، اغراق‌آمیز و مملو از تصاویر خشن، می‌تواند جامعه را در وضعیت «هراس مزمن» قرار دهد؛ وضعیتی که در آن، شهروندان دچار احساس ناامنی پایدار، بی‌اعتمادی و فرسودگی روانی می‌شوند. در چنین فضایی، حتی اخبار درست نیز به‌دلیل بار هیجانی بالا، به تشدید اضطراب و شایعه‌پذیری می‌انجامد. رسانه‌ای که بدون ملاحظات روانی عمل می‌کند، ناخواسته به بازوی جنگ روانی بدل می‌شود. در مقابل، رسانه حرفه‌ای می‌تواند نقش «تنظیم‌گر روان جمعی» را ایفا کند. این تنظیم‌گری به‌معنای پنهان‌سازی واقعیت یا سانسور نیست، بلکه مبتنی بر روایت مسئولانه، اولویت‌بندی عقلانی اخبار و پرهیز از بازنمایی‌های شوک‌آور است. رسانه با ارائه اطلاعات دقیق، زمان‌بندی‌شده و فاقد اغراق، به جامعه کمک می‌کند تا میان تهدید واقعی و ترس القاشده تمایز قائل شود؛ تمایزی که برای حفظ ثبات روانی جامعه حیاتی است. فضای روانی جنگ، به‌شدت تحت تأثیر زبان رسانه‌ای است. واژگان، استعاره‌ها و چارچوب‌های معنایی، احساسات جمعی را هدایت می‌کنند. استفاده افراطی از ادبیات فاجعه‌محور، مرگ‌محور یا آخرالزمانی، می‌تواند افق آینده را در ذهن مخاطب تیره و بسته نشان دهد. در مقابل، زبانی که بر تاب‌آوری، عقلانیت، همبستگی اجتماعی و امکان عبور از بحران تأکید دارد، به بازسازی امید اجتماعی کمک می‌کند. رسانه در این معنا، معمار معناست؛ معنایی که می‌تواند جامعه را زمین‌گیر یا مقاوم کند. نقش رسانه در جنگ، تنها به جامعه هدف محدود نمی‌شود، بلکه بخشی از معادلات جنگ شناختی در سطح بین‌المللی است. روایت رسانه‌ای، افکار عمومی جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و می‌تواند مشروعیت یا عدم مشروعیت کنش‌ها را بازتعریف کند. در این سطح، هر خطا، اغراق یا روایت غیرحرفه‌ای، می‌تواند به تضعیف موقعیت روانی و گفتمانی یک جامعه در عرصه جهانی منجر شود. از این‌رو، مسئولیت رسانه در زمان جنگ، مسئولیتی صرفاً داخلی نیست، بلکه واجد ابعاد راهبردی است. یکی دیگر از ابعاد مهم فضای روانی جنگ، تأثیر رسانه بر گروه‌های آسیب‌پذیر، به‌ویژه کودکان، سالمندان و افراد دارای پیشینه اضطرابی است. این گروه‌ها بیش از دیگران در معرض آسیب‌های روانی ناشی از اخبار جنگ قرار دارند. رسانه‌ای که بدون تفکیک مخاطب و بدون توجه به اثرات ثانویه محتوا عمل می‌کند، می‌تواند ناخواسته سلامت روان این گروه‌ها را به مخاطره اندازد. در مقابل، تولید محتوای تعدیل‌شده، آموزشی و آگاهی‌بخش، می‌تواند نقش محافظتی ایفا کند. رسانه‌ها همچنین در مدیریت شایعات و اخبار جعلی نقش کلیدی دارند. فضای روانی جنگ، به‌دلیل نااطمینانی بالا، بستری مناسب برای گسترش شایعات است. سکوت رسانه رسمی یا تأخیر در اطلاع‌رسانی، این فضا را به سود منابع غیرموثق و شبکه‌های شایعه‌ساز باز می‌کند. اطلاع‌رسانی شفاف، سریع و مستمر، نه‌تنها اعتماد عمومی را تقویت می‌کند، بلکه از انباشت اضطراب و سردرگمی روانی جلوگیری می‌نماید. در نهایت، باید تأکید کرد که رسانه در زمان جنگ، در مرز باریکی میان آگاهی‌بخشی و آسیب‌زایی حرکت می‌کند. عبور ناآگاهانه از این مرز، می‌تواند به تضعیف روان جمعی و فرسایش سرمایه اجتماعی بینجامد. در مقابل، رسانه‌ای که به مسئولیت روانی خود آگاه است، می‌تواند به عامل انسجام، معنا‌بخشی و تقویت تاب‌آوری اجتماعی بدل شود.
جمع‌بندی آنکه، جنگ فقط با سلاح پیش نمی‌رود؛ با روایت، تصویر و واژه نیز پیش می‌رود. رسانه‌ها در این میدان، یا بازیگران منفعل خواهند بود یا معماران فعال فضای روانی جامعه. انتخاب میان این دو، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک ضرورت حرفه‌ای، اخلاقی و راهبردی است؛ ضرورتی که آینده روانی جامعه را رقم می‌زند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا