اجتماعی

کودکی در محاصره بحران

آسیب‌های روانی جنگ و مسئولیت تاریخی رسانه‌ها در پیشگیری

مهدی شهری
 جنگ، صرفاً پدیده‌ای نظامی یا سیاسی نیست؛ بلکه رخدادی فراگیر با پیامدهای عمیق روانی، اجتماعی و نسلی است. در این میان، کودکان آسیب‌پذیرترین قربانیان جنگ‌اند؛ قربانیانی خاموش که نه در شکل‌گیری بحران نقشی دارند و نه ابزار دفاع روانی لازم برای مواجهه با پیامدهای آن. تجربه زیسته جنگ برای کودکان، حتی در غیاب حضور مستقیم در میدان نبرد، می‌تواند بنیان‌های روانی، عاطفی و شناختی آنان را به‌طور جدی متزلزل سازد و اثراتی ماندگار بر سلامت روان نسل آینده برجای گذارد. از منظر روان‌شناسی رشد، کودکی دوره شکل‌گیری احساس امنیت، اعتماد به جهان و ثبات هیجانی است. جنگ با مختل‌کردن این مؤلفه‌ها، کودک را در وضعیتی مزمن از اضطراب و نااطمینانی قرار می‌دهد. صداهای انفجار، تصاویر خشونت، آوارگی، فقدان عزیزان و گسست‌های ناگهانی در سبک زندگی، محرک‌هایی هستند که می‌توانند منجر به بروز اختلالات روانی همچون اضطراب فراگیر، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، کابوس‌های مکرر، شب‌ادراری، پرخاشگری یا انزوا شوند. آنچه این آسیب‌ها را عمیق‌تر می‌کند، ناتوانی کودک در معناپردازی تجربه جنگ و فقدان زبان مناسب برای بیان رنج‌های درونی است. مطالعات متعدد نشان داده‌اند کودکانی که در معرض جنگ قرار می‌گیرند، حتی سال‌ها پس از پایان درگیری‌ها، آثار روانی آن را با خود حمل می‌کنند. این آثار گاه به‌صورت کاهش تمرکز، افت تحصیلی و مشکلات رفتاری بروز می‌یابد و گاه در قالب اختلالات هویتی و ضعف در تنظیم هیجان‌ها خود را نشان می‌دهد. در چنین شرایطی، جنگ نه‌تنها حالِ کودک، بلکه آینده او را نیز هدف قرار می‌دهد و سرمایه انسانی جامعه را در بلندمدت فرسایش می‌دهد. در این میان، رسانه‌ها به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین واسطه‌های ادراک واقعیت، نقشی دوگانه و تعیین‌کننده دارند. رسانه می‌تواند به عاملی تشدیدکننده آسیب روانی بدل شود یا برعکس، به ابزاری مؤثر در کاهش اضطراب، بازسازی احساس امنیت و حمایت روانی از کودکان. نحوه بازنمایی جنگ، انتخاب واژگان، تصویرسازی‌ها و حتی تکرار اخبار خشونت‌بار، تأثیر مستقیمی بر روان مخاطب کودک دارد؛ حتی اگر کودک مخاطب مستقیم رسانه نباشد، قرارگرفتن در معرض فضای رسانه‌ای خانواده، او را ناخواسته در چرخه اضطراب جمعی وارد می‌کند. رسانه‌های فاقد رویکرد مسئولانه، با بازنشر بی‌وقفه تصاویر خشن، تیترهای هیجان‌زده و روایت‌های اغراق‌آمیز، می‌توانند احساس ناامنی پایدار را در ذهن کودک نهادینه کنند. در چنین فضایی، جهان برای کودک به مکانی غیرقابل پیش‌بینی و تهدیدآمیز تبدیل می‌شود؛ جایی که مرز میان واقعیت و فاجعه دائماً مخدوش است. این وضعیت، به‌ویژه در کودکان کم‌سن‌تر، می‌تواند موجب شکل‌گیری ترس‌های پایدار و اختلال در رشد طبیعی روان شود. در مقابل، رسانه‌های آگاه و حرفه‌ای قادرند نقش پیشگیرانه و ترمیمی ایفا کنند. نخستین گام، پایبندی به اصول اخلاق رسانه‌ای در پوشش اخبار جنگ است؛ پرهیز از خشونت‌نمایی افراطی، تعدیل بار هیجانی تصاویر و توجه به پیامدهای روانی محتوا بر گروه‌های حساس، به‌ویژه کودکان. رسانه می‌تواند با انتخاب روایت‌های انسانی، تأکید بر همبستگی اجتماعی، امید و تلاش برای بازسازی، به کاهش اضطراب جمعی کمک کند. نقش آموزشی رسانه‌ها نیز در این میان برجسته است. تولید محتوای تخصصی با حضور روان‌شناسان کودک، آموزش والدین درباره نحوه گفت‌وگو با کودکان در شرایط جنگی، و ارائه راهکارهایی برای مدیریت ترس و اضطراب کودکان، از جمله اقداماتی است که می‌تواند آثار روانی بحران را تعدیل کند. رسانه، در این معنا، صرفاً ناقل خبر نیست، بلکه کنشگری فعال در حوزه سلامت روان عمومی است. از سوی دیگر، رسانه‌ها می‌توانند با برجسته‌سازی حقوق کودکان در زمان جنگ، حساسیت اجتماعی نسبت به این مسئله را افزایش دهند. پرداختن به مفهوم «کودکان قربانیان خاموش جنگ» و طرح مطالبات انسانی و حقوقی در سطح ملی و بین‌المللی، نه‌تنها به آگاهی‌بخشی کمک می‌کند، بلکه فشار اخلاقی و افکار عمومی برای کاهش آسیب‌ها را تقویت می‌سازد. نکته مهم آن است که پیشگیری از آسیب‌های روانی کودکان در زمان جنگ، صرفاً وظیفه خانواده یا نظام درمانی نیست؛ بلکه پروژه‌ای چندوجهی است که رسانه در قلب آن قرار دارد. بی‌توجهی به این نقش، به‌معنای بازتولید خشونت در سطح روانی و انتقال زخم‌های حل‌نشده به نسل‌های بعدی است.
در جمع‌بندی باید گفت، جنگ اگرچه در میدان نبرد رخ می‌دهد، اما پیامدهای آن در ذهن و روان کودکان تثبیت می‌شود. رسانه‌ها در این میان، یا می‌توانند به بازتولید ترس و اضطراب دامن بزنند، یا با مسئولیت‌پذیری، آگاهی و نگاه انسانی، به سپری روانی برای کودکان بدل شوند. انتخاب میان این دو مسیر، انتخابی حرفه‌ای و اخلاقی است؛ انتخابی که نتایج آن، سال‌ها بعد در سلامت روان جامعه نمایان خواهد شد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا