
سالهاست که برخی، از راه دور و از پشت مرزها، نقشههایی برای این سرزمین میکشند که نه از سر دلسوزی، بلکه از سر کینه و انتقام است. آنها که سالها پیش این خاک را ترک کردند، امروز از پشت صفحههای نمایش، در امنیت کامل کشورهای میزبان، فرزندان همین مردمی را که ترک کردهاند به آتش و خشونت فرا میخوانند. این پارادوکس تلخی است: کسانی که خود هرگز هزینهای نپرداختهاند، امروز معلم انقلاب و اعتراض شدهاند. آنها در خانههای امن، با اینترنت پرسرعت و بیهیچ دغدغهای، فراخوان میدهند که فرزندان مردم به خیابان بریزند؛ در حالی که خودشان حتی یک روز هم در این شرایط زندگی نکرده و طعم واقعی آنچه تبلیغ میکنند را نچشیدهاند. نکته مهم این است که این افراد، بهخوبی میدانند چه میکنند. آنها با شناخت دقیق از احساسات، دغدغهها و نارضایتیهای بهحق مردم، از همین احساسات به عنوان ابزار استفاده میکنند. دلسوزی برای وطن، اعتراض به کاستیها، خواست بهبود شرایط زندگی؛ همه اینها مطالباتی مشروعاند. اما آنچه این جریانات خارجنشین انجام میدهند، سوءاستفاده از همین مطالبات برای رسیدن به اهدافی است که هیچ ربطی به منافع مردم ندارد. هدف اصلی این افراد، فرزندان همین سرزمیناند. جوانانی که با شور و احساس، و گاه با ناآگاهی از پشتپرده ماجرا، به خیابان کشیده میشوند. این جوانان، سرمایههای واقعی این کشورند؛ کسانی که باید فردا دانشگاه بروند، ازدواج کنند، خانواده تشکیل دهند و آینده این سرزمین را بسازند. اما فراخواندهندگان آشوب، هیچ اهمیتی برای این آینده قائل نیستند. برای آنها، هر جوانی که در خیابان آسیب ببیند، تنها یک آمار است؛ آماری که در رسانههای بیگانه بازتاب داده میشود تا روایت مورد نظرشان را تقویت کند. اینجاست که نقش خانوادهها و آگاهی عمومی اهمیت پیدا میکند. هوشیاری مردم، مؤثرترین سد در برابر این نقشههاست. وقتی خانوادهای بداند فرزندش قرار است در چه ماجرایی درگیر شود، وقتی جوانی بداند چه کسی از پشت پرده او را به میدان میفرستد و خودش کجاست، بسیاری از این نقشهها خنثی میشود. این هوشیاری به معنای سکوت در برابر مشکلات نیست. مردم حق دارند نسبت به مسائل کشورشان معترض باشند، حق دارند خواستار بهبود شرایط باشند. اما تفاوت بزرگی است میان اعتراض مسئولانه و آشوبی که از بیرون هدایت میشود و تنها به قیمت جان و آینده جوانان تمام میشود. خانوادهها باید بدانند که مسئولیتناپذیری فراخواندهندگان خارجنشین، تنها در یک چیز خلاصه میشود: آنها هرگز پاسخگوی عواقب کاری که تشویق میکنند نخواهند بود. وقتی جوانی در خیابان آسیب میبیند، دستگیر میشود یا آیندهاش تحت تأثیر قرار میگیرد، فراخواندهنده در امنیت خانه خود در کشوری دیگر نشسته و به دنبال فراخوان بعدی است. بنابراین، در این روزها، وظیفه هر خانواده این است که با فرزند خود گفتگو کند، نگرانیهای او را بشنود، اما همزمان او را از خطراتی که در کمین است آگاه سازد. باید به جوانان توضیح داد که چه کسانی و با چه اهدافی، آنها را به میدان میخوانند و خود از دور تماشا میکنند. آرامش این سرزمین، دستاورد نسلهاست و نباید قربانی بازیهای سیاسی کسانی شود که سالهاست از این خاک بریدهاند. هوشیاری امروز ما، حافظ آینده فرزندانمان است.
#فراخوان_فتنه




