اجتماعی

خلیجی که نفس نمی‌کشد

پارتیا خبر: خلیج گرگان، بزرگ‌ترین خلیج دریای خزر، زمانی نماد پویایی اکوسیستم شمال شرق ایران بود. این پهنه آبی نه‌فقط جاذبه‌ای گردشگری، بلکه زیستگاهی بی‌نظیر برای پرندگان مهاجر، ماهیان، نیلوفرهای آبی و گونه‌های نادر گیاهی و جانوری به شمار می‌رفت. اما امروز، خلیج گرگان نه‌تنها دیگر نفس نمی‌کشد، بلکه در سکوتی غم‌بار به سوی نابودی کامل پیش می‌رود؛ خشکی تدریجی، پس‌روی آب، انباشت رسوبات، ورود فاضلاب، و مرگ تدریجی حیات.

مهدی شهری جفاکنده – خبرنگار پارتیا خبر

به گزارش پایگاه خبری پارتیا خبر از گلستان؛خلیج گرگان، بزرگ‌ترین خلیج دریای خزر، زمانی نماد پویایی اکوسیستم شمال شرق ایران بود. این پهنه آبی نه‌فقط جاذبه‌ای گردشگری، بلکه زیستگاهی بی‌نظیر برای پرندگان مهاجر، ماهیان، نیلوفرهای آبی و گونه‌های نادر گیاهی و جانوری به شمار می‌رفت. اما امروز، خلیج گرگان نه‌تنها دیگر نفس نمی‌کشد، بلکه در سکوتی غم‌بار به سوی نابودی کامل پیش می‌رود؛ خشکی تدریجی، پس‌روی آب، انباشت رسوبات، ورود فاضلاب، و مرگ تدریجی حیات

در دو دهه اخیر، میلیون‌ها تومان اعتبار برای نجات این خلیج اختصاص یافته، پروژه‌های متعددی کلید خورده و ده‌ها جلسه، نشست، بازدید و وعده داده شده است. اما خروجی واقعی چه بوده؟ تقریباً هیچ. خلیج گرگان همچنان در حال مرگ است، و ما همچنان در حال حرف زدنیم.

خلیج گرگان به‌طور طبیعی از طریق کانال خزینی و آشوراده به دریای خزر متصل است. این اتصال، رگ حیاتی خلیج به شمار می‌رفت. اما با گذشت زمان، رسوب‌گذاری، پس‌روی آب دریا، احداث سدها بر رودخانه‌های تأمین‌کننده آب شیرین، و افزایش دمای زمین، این ارتباط را قطع کرده و منجر به محبوس شدن آب در خلیج شده است.

کاهش شدید عمق آب، بالا رفتن غلظت نمک، ورود فاضلاب‌های شهری و روستایی، و فقدان جریان اکسیژن، مرگ تدریجی این زیست‌بوم را رقم زده‌اند. هم‌زمان، اراضی تالابی اطراف خلیج به زمین کشاورزی و ویلاهای شخصی تبدیل شده و تجاوز به حریم آن به امری عادی بدل شده است.

طی سال‌های اخیر، میلیاردها تومان اعتبار از سوی سازمان حفاظت محیط زیست، استانداری گلستان، وزارت نیرو و سازمان بنادر برای احیای خلیج گرگان تخصیص یافته است. اما این اعتبارات، بیشتر صرف مطالعات تکراری، پروژه‌های بی‌نتیجه لایروبی، ایجاد کانال‌های موقت و جلسات اداری شده‌اند. هیچ‌یک از این پروژه‌ها نه‌تنها درمانی برای حال خلیج نبوده‌اند، بلکه در مواردی به وخامت اوضاع نیز دامن زده‌اند.

پروژه لایروبی کانال خزینی به‌عنوان اصلی‌ترین مسیر ارتباطی خلیج با خزر، به‌دلیل طراحی ناقص و فقدان نظارت علمی، نه‌تنها باعث افزایش تبادل آب نشد، بلکه موجب نابودی بخشی از بستر زنده خلیج شد. بسیاری از پروژه‌های دیگر، تنها در حد کلنگ‌زنی باقی مانده یا پس از مدتی به‌دلیل نبود بودجه یا اختلاف میان دستگاه‌ها متوقف شده‌اند.

۱. تعدد نهادهای متولی و فقدان مدیریت واحد

۲. نگاه پروژه‌محور و مقطعی

۳. فقدان اراده سیاسی مؤثر

۴. فعالیت‌های مخرب انسانی

۵. تغییرات اقلیمی و خشکسالی

۱. تشکیل ستاد احیای خلیج گرگان با مدیریت واحد

۲. لایروبی علمی و پایدار

۳. جلوگیری از ساخت‌وساز و تجاوز به حریم خلیج

۴. افزایش آگاهی عمومی و رسانه‌ای کردن بحران

۵. تأمین حق‌آبه محیط‌زیستی خلیج

۶. تدوین برنامه جامع احیای زیست‌بوم خلیج

خلیج گرگان آخرین نفس‌های خود را می‌کشد. فرصت چندانی برای نجات آن باقی نمانده است. اگر این خلیج از دست برود، نه‌فقط یک پهنه آبی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی، تنوع زیستی و غرور ملی ما نابود خواهد شد.

هزینه‌های ریخته‌شده در این سال‌ها تنها زمانی ارزش خواهد داشت که اراده‌ای واقعی برای نجات خلیج شکل بگیرد. تا آن زمان، تنها چیزی که عایدمان خواهد شد، آمارهایی تلخ‌تر و دل‌هایی سوخته‌تر خواهد بود.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا